پولیس محلی افغانستان تقاضای منابع بیشتر را دارد

گروه های مسلح محلی می گویند که برای سرکوب نیروهای مخالف دولت نیاز به اسلحۀ سنگین دارند

پولیس محلی افغانستان تقاضای منابع بیشتر را دارد

گروه های مسلح محلی می گویند که برای سرکوب نیروهای مخالف دولت نیاز به اسلحۀ سنگین دارند

Village elders gather for a weekly meeting called a shura to discuss issues of local governance. (Photo: Chris Hondros/Getty Images)
Village elders gather for a weekly meeting called a shura to discuss issues of local governance. (Photo: Chris Hondros/Getty Images)

پولیس محلی ولایت پکتیکا می گویند که در بدل امتیاز راندن نیروهای مسلح مخالف دولت از قرا و قصبات این ولایت، باید به آنها معاشات بهتر و اسلحۀ پیشرفته داده شود.

 

پولیس محلی افغانستان (ALP)، که از افراد مسلح قریه جات تشکیل شده است، مجزا از صفوف پولیس ملی افغانستان می باشند. ابتکار پولیس محلی افغانستان در سال 2010 وضعیت حقوقی و ساختار این واحدها را رسمیت بخشید و آنها را تحت صلاحیت و چتر وزارت امور داخله درآورد.

 

از آنجائیکه آنها باشنده گان جوامع محلی هستند، از همین رو مردم محل اعتماد کافی بالای آنها دارند.

 

قرار گفتۀ خلیل الله ضیایی، قومندان امنیه ولایت پکتیکا، واحدهای پولیس محلی در 19 ولسوالی این ولایت تشکیل گردیده است.

 

به گفتۀ وی، هر واحد آن به یک خانواده یا قبیلۀ از همان منطقه مشخص مربوط می شود، یعني که آنها نسبت به دیگر نیروهای امنیتی حکومت، چانس تامین بهتر امنیت را در محلات خویش دارند.

 

کارشناس مسایل نظامی، آقای توریالی می گوید: "قوت پولیس ملی در این است که آنها خود ساکنین همان مناطق هستند. آنها با عنعنات و رسم و رواج مناطق خویش آشنایی کامل دارند و در هر عرصه می توانند با مردم مناطق خویش همکار و مفید واقع شوند."

 

نامبرده اضافه می کند: "از این رو گفته می توانیم که پولیس محلی نسبت به نیروهای ملی دیگر موثریت خویش را در ولایت پکتیکا به اثبات رسانیده است و به ویژه در ولسوالی های تحت کنترول طالبان."

 

وی علاوه کرد یک نمونه از این مورد ولسوالی یحی خیل است  که در سابق کاملاً تحت تسلط نیروهای مخالف دولت قرار داشت. اما بعد از بسیج کردن نیروهای پولیس محلی افغان در آن ولسوالی، طالبان از این ولسوالی رانده شدند.

 

توریالی اضافه کرد: " ایجاد پولیس محلی سبب تحکیم روابط بین مردم عام و حکومت گردیده است، چون پولیس محلی در سابق در مناطق تحت کنترول طالبان با حکومت هیچ همکاری نداشتند، اما حالا، بر اثر داشتن روابط نزدیک با حکومت، مردم به آسانی می توانند مشکلات و دست آوردهای خویش را با حکومت شریک بسازند."

 

عبدالسلام، قوماندان واحد پولیس محلی افغان در قریۀ متاخیل ولسوالی یحی خیل می گوید که یگانه نقطۀ قوت نیروهای ما حمایتی است که از مردم محل با خود داریم.

 

وی می گوید: "قبل از ایجاد پولیس محلی در این منطقه،  طالبان در ظرف 20 روز حدود 20 تن از بزرگان قوم را کشتند و بیش از 80 تن از بزرگان، جوانان و افرادی که در حکومت وظیفه داشتند را مجبور به ترک خانه های شان کردند. اما بعد از آن، مردم مجبور شدن که علیه طالبان و دیگر گروه های مسلح قیام کنند تا جلو خونریزی های بیشتر را بگیرند."

 

اما پولیس محلی می گویند که علاوه بر معاشات خوبتر، آنها نیاز به لوازم مجهز بشمول وسایط نقلیۀ زرهی نیز دارند. آنها استدلال می نمایند که با چنین منابع و امکانات محدودی که فعلاً به دسترس پولیس محلی افغان قرار دارد، نمی توانند نیروهای مسلح مخالف دولت را با آن سرکوب نمایند.

 

بسم الله، باشندۀ ولسوالی یحیی خیل که از سه سال به این طرف در صفوف پولیس محلی افغان در این ولسوالی ایفای وظیفه می نماید می گوید که قبل از ایجاد پولیس محلی در این ولسوالی، داخل شدن به ولسوالی یحیی خیل بسیار خطرناک بوده.

 

وی می گوید: "طالبان شماری زیادی از بزرگان قوم، مامورین حکومت و جوانان منطقه ما را کشتند. اما تلاش های پولیس محلی افغان، وضعیت را دگرگون ساخت و حالا مردم در صلح کامل به کارهای روزمرۀ زندگی شان می رسند."

 

بسم الله اضافه می کند: "ما بخاطر امنیت ساحۀ، شب و روز بسیار سخت کار می نماییم و جان های خویش را با خطر مواجه می سازیم، اما مقامات حکومتی بی کفایت هستند و معاش درست را به ما پرداخت نمی کنند، در مقایسه با دشمن، ما اسلحۀ سنگین نه داریم و ممکن یک روز همین اسلحۀ ما نیز پایان یابد و بی اسلحه شویم."

 

شیر احمد، یکتن از اعضای دیگر پولیس محلی افغان گفت که وی فقط با همین معاش نان آور خانوادۀ 22 نفری خویش می باشد.

 

وی برعلاوۀ تقاضای معاشات بلند، گفت که بخاطر دفاع از جان خود در برابر حملات مخالفین دولت، نیاز به اسلحۀ سنگین نیز دارد.

 

شیر احمد اضافه می نماید: " در حال حاضر ما تنها کلاشینکوف داریم، حتی بدون پیکا هستیم که به آن نیاز داریم و تنها یک عدد اسلحۀ دهشکه و یک عدد اسلحۀ راکیت برای تمامی واحد خود داریم که آنرا نیز ما با پول شخصی خویش تهیه نموده ایم. اگر ما درست مجهز می بودیم، برعلاوۀ ساحه تحت مسوولیت خویش، در تامین امنیت ساحات ناامن دیگر نیز می توانستیم، سهم خویش را ادا نماییم."

 

اما، قومندان امنیه ولایت پکتیکا ادعاهای مبنی بر نبود اسلحه را رد می نماید و می افزاید: " ما به آنها اسلحۀ زیادی داده ایم، اما در مورد افزایش معاشات شان من نمی توانم تصمیم بگیرم، چون این مسوولیت مقامات ارشد حکومت می باشد."

 

مطرح شدن نظریۀ ملیشه ها از همان ابتدا بسیار بحث انگیز بوده و نگرانی های از بابت نبود ساختار و کنترول آنها وجود داشت. بسیاری از افغانها، از ملیشه های مسلح که اعضای آن در خشونت های گسترده و غارت در جنگ های داخلی اوایل 1990 دست داشتند، خاطرات بدی از آنها دارند.

 

نبود مسلکی بودن در میان پولیس محلی افغان، اتهامات از برخورد تجاوزگرانه و فساد را به خود جلب کرده است.

 

آقای توریالی می پذیرد که پولیس محلی افغان، بعضی از کمبودی ها را بشمول دانش اندک راجع به قانون و تکنیک های پولیسی دارد، اما می گوید که با زیاد شدن آموزش ها این مسایل نیز حل خواهد شد.

 

وی می گوید: "آنها از اصول نظامی و حقوقی آگاهی ندارند. اگر این نقطۀ ضعف آنها تقویت یابد، مطمیناً که پولیس محلی می توانند در تامین امنیت بیشترین ساحات کمک نموده و ملت نیز از کشمکش ها و ترس از خشونت های در آمان خواهد ماند."

 

ضیایی به زعم خود تاکید می ورزد که حاکمتی قانون بالای تمامی اعضای پولیس محلی افغان تطبیق می شود و هر آن کسی که در هر جرم مجرم شناخته شود، بطور کامل مطابق به قانون مجازات خواهد شد.

 

وی می افزاید: " قبل از آنکه پولیس محلی همراه با نیروهای امنیتی عملاً یکجا گردد، در پهلوی آموزش نظامی، آنها راجع به رفتار مناسب و دیگر اصول و مقررات نیز آموزش می بینند، بناً آنها هنگام اجرای وظیفه از همه ای این موارد آگاهی می یابند و آنرا در عمل پیاده می سازد."

 

همانند برخورد بعضی از این ملیشه های قریه جات، ادعاهای مبنی بر فساد از طرف آنها نیز وجود دارد. در سراسر افغانستان، گزراش های از به اصطلاح پولیس خیالی وجود دارد که معاشات آنها بشکلی تقلبی پرداخته می شود.

 

نعمت الله بابری، عضوه شورای ولایت پکتیکا نیز از مسلکی نبودن پولیس محلی افغان انتقاد می نماید و استدلال می نماید که آنها با نبود مهارت های محاربوی و همچنین دانش حقوق اساسی روبرو هستند وی گفت که پولیس خیالی از مشکلات اصلی در این ولایت می باشد.

 

به گفته وی، شمار اعضای پولیس محلی افغان که در این ولایت معاش برای شان پرداخت می شود و شمار واقعی آنهائیکه موجود هستند، برابر نیستند.

 

وی می افزاید: "معاشات همین پولیس خیالی به جیب مقامات فاسد می رود. بعضی از پولیس هایی هم هست که از چند ماه به اینسو معاشات خویش را اخذ نه کرده است و به ما می آیند و از این موضوع شکایت می نمایند."

 

آقای ضیایی موجودیت پولیس خیالی را در میان صفوف نیروهای امنیتی این ولایت رد می نماید. وی گفت که بخاطر تامین شفافیت، معاشات نیروهای پولیس این ولایت اکثراً از طریق کابل بانک و خدمات انتقال پول از طریق موبایل (ایم- پیشه) پرداخته می شود.

 

وی اضافه نمود که تنها در ولسوالی های دور افتاده همانند وازه خوا، گومل، تروه و اورممی معاشات نیروهای پولیس از طریق نماینده های آنها پرداخت می گردد.

 

در حال حاضر، چنین به نظر می رسد که پولیس محلی افغان، به نیازهای مشخص محلی یگانه راه حل می باشد.

 

نور محمد، یکتن از بزرگان قومی در ولسوالی خیرکوت ولایت پکتیکا چنین گفت: " مردم از پولیس محلی خرسند هستند، بخاطریکه آنها بسیار مفید واقع شده اند و مردم محل هم با آنها همکاری می نمایند. ما از دولت می خواهیم تا بخاطر تقویت بیشتر آنان، آموزش های نظامی را به آنان مهیا سازد."

Support our journalists