افغانستان: شرم از شکایت در باره رد شدنِ عمل جنسی

وقتی مردان چندین زن می‌گیرند هزینه‌ عاطفی آن برای زنان خیلی گران تمام می‌شود.

افغانستان: شرم از شکایت در باره رد شدنِ عمل جنسی

وقتی مردان چندین زن می‌گیرند هزینه‌ عاطفی آن برای زنان خیلی گران تمام می‌شود.

An Afghan woman in central Kabul, Afghanistan.
An Afghan woman in central Kabul, Afghanistan. © Paula Bronstein /Getty Images

زرمینه سی‌و‌شش‌ساله با شوهرِ راننده و خانم دوم او در شهر هرات زندگی می کند.

او می گوید: «هفده سال پیش با جمعه گل ازدواج کردم، ولی پس از گذشتِ شش سال شوهرم با دختر دیگری ازدواج کرد.»

پس از آن شوهرش با وی رابطه جنسی نداشته است.

او می گوید: «خیلی سخت است که شوهرت زنده باشد و احساس بیوه‌ گی کنی. خیلی سخت است که احساساتم را بیان کنم.»

زرمینه می گوید که بیشتر از یک دهه می شود که احساسِ بی‌مهری و فقر جنسی می‌کند.

«وقتی می خواهم به شوهرم نزدیک شوم و رد می کند، می روم قرآن را می‌بوسم و از خداوند شکیبایی و بخشش می‌طلبم، به خاطریکه نمی توانم از خانه بیرون شوم و خواهشات جنسی ام را با نزدیک شدن به مرد دیگری مرفوع بسازم.»

آنچه وضعیت را بدتر می کند این است که او با جمعه گل و خانم دومش در یک خانه زندگی می کند و اتاق های شان رو به روی هم قرار دارند.

در اسلام بالای افراد پس از هر مقاربت غسل واجب می شود و زرمینه می گوید که واضح است شوهر و خانم دوم او با هم نزدیک می شوند و از زندگی لذت می برند.

«بدترین حالت زندگی ام در یازده سال گذشته این بوده که وقتی صبح‌ از خواب برمی خیستم می دیدم که خانم دوم شوهرم بخاطر رابطه جنسی دیشبش غسل می کند.»

بر اساس قانون اسلام مردان می توانند تا چهار زن بگیرند، اما برآنان لازم است تا با تمام آنها یکسان برخورد کنند. در عمل اما اکثر اوقات وقتی مردی دوباره عروسی می کند به همسر اولش توجهی نمی کند.

با آنکه بحث کردن در مورد این چنین مسایل خصوصی در جامعه محافظه کار افغانستان شرم پنداشته می شود، اما آی دبلیو پی آر با تعدادی از زنان در ولایت غربی هرات مصاحبه هایی انجام داده است و آنان گفته اند که ازدواج دوم همسران شان زندگی شان را تباه کرده است و تلخ تر از آن این که آنان سالها از داشتن رابطه جنسی با شوهران شان محروم بوده اند. برخی از انها می گویند که حتا شانس داشتن فرزند را نداشته اند.

بسیاری از عالمان دین می گویند که از نظر اسلام یک مرد حق ندارد بیشتر از چهارماه از نزدیک شدن با همسرش خود داری کند و اگر شوهر نتواند نیازهای جنسی زن را برآورده کند شریعت برای زن اجازه طلاق را می دهد.

عبدالواحد عاصمی، رئیس حج و اوقاف ولایت هرات، می گوید: «ارضای غرایز جنسی یکی از دو دلیل عمده ازدواج در اسلام است. اگر مردی با زنش عمل جنسی انجام ندهد نزد خدا پاسخگو خواهد بود.»

او می افزاید: «اگر زنی شکایت کند که شوهرش از نزدیکی با وی انکار می کند محکمه حق دارد دستور جدایی آنان را صادر کند.» اما فشارهای اجتماعی و ترس از تحقیرِ مردم باعث می شود تعداد کمی از زنان چنین کاری را انجام بدهند.

نفیسه چهل سال دارد و در شهر هرات زندگی می کند و 25 سال می شود که با عبدالقیوم ازدواج کرده است.

او می گوید: «پانزده ساله بودم که عروسی کردم، اما پس از به دنیا آمدنِ کودک سومم شوهرم دوباره ازدواج کرد. او 19 سال است که نزدیکم نشده است.»

«شب هایی که می خواستم با شوهرم نزدیک باشم جای خوابش را در اتاق خودم آماده می کردم، اما او با همسر دومش می خوابید. از اتاقم صدا می کردم که امشب را با من باش، ولی فقط توهینم می کرد.»

نفیسه می گوید که شوهرش باوی بدرفتاری کرده و حتا لت و کوبش می کرد. پس از گذشت پنج سال با این وضعیت، شوهرش او را به برادرش در صفی آباد هرات فرستاده تا با وی زندگی کند.

او در ادامه گفت: « در جریان این پانزده سال، عبدالقیوم هیچ گاه به خانه برادرم به دیدنم نیامد و اصلا برای نزدیک شدن با من تلاش نکرد.» او می افزاید که شوهرش او را حمایت مالی نیز نمی کند. .

حالا نفیسه لباس شویی، خیاطی و پسته شکنی می کند تا پول کافی برای تغذیه و لباس کودکانش پیدا کند.

وقتی از وی پرسیده شد که چرا تا حال از شوهر ش جدا نشده، پاسخ داد: «از شوهرم طلاق نگرفتم بخاطریکه یک زن مسلمان استم و جدا شدن زن از شوهر یک ننگِ بزرگ است.»

محبوبه جمشیدی، رئیس امور زنان هرات، می گوید که همبستری نکردن مردان با همسران شان یک شکایت گسترده است

«زنان به دفترم می آیند و می پرسند: «در صورتیکه همسران مان نزیک مان نشوند، برای ارضاع غرایز جنسی خود چه کاری باید بکنیم؟»

ماری میهن یار، دادستانی که در بخش خشونت جنسیتی در دفتر څارنوالی ولایت هرات کار می کند نیز می پذیرد که این یک چالش است، اما بیان آن برای زنان دشوار است.

او می گوید: «با توجه به این واقعیت که در جامعه ما سنت های محافظه کارانه حاکم است برای زنان شرم آور است که از محروم بودن شان از مقاربت جنسی شکایت کنند.»

میهن یار در ادامه گفت: «زنان این گونه قضایا را به نام خشونت ثبت می کنند، اما بعضی اوقات وقتی تحقیق می کنیم در می یابیم که مشکل اصلی مقاربت نکردن همسران شان با آنان می باشد.»

عبدالقادر رحیمی، رئیس دفتر ساحوی کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان در هرات، می گوید: «واقعا متاثر کننده است که بسیاری از زنان از قوانین اسلام آگاهی ندارند و گمان می کنند که همسران شان حق دارند با آنان مقاربت نکنند.»

«بسیاری از زنانِ هرات دچارِ این سوءتفاهم استند که وقتی اسلام مردان را اجازه چهار بار ازدواج را داده شاید پس از ازدواج سوم و چهارم این حق را نیز داشته باشند که با همسر اول و دوم شان همبستری نکنند.»

همسر دوم یا سوم اکثر اوقات بالای شوهران شان فشار وارد می کنند تا همسر اولش را نادیده بگیرد.

سمیه 30 ساله که در دوازده سالگی با داوود ازدواج کرده می گوید: «در هرات یک مثل است که می گویند زن کوچک همیشه خواستنی ترهست، بنابراین نمی خواهم که شوهرم با خانم اولش رابطه جنسی داشته باشد.»

سمیه می گوید که او واقعا با خانم اول شوهرش حسادت می کند و می افزاید که این در اجتماع شان میان زنانی که شوهران شان سه یا چهار زن دارند معمول است.

«از ازدواج من و داوود هجده سال می گذرد، اما فکر نمی کنم که گاهی اجازه داده باشم که با خانم اولش-نور بی بی مقاربت کند.

عبدالباری، رئیس تحقیقات جنایی پولیس هرات، می گوید که این یک مشکل گسترده و همه جا گیر است.

او می گوید: «بسیاری از مردانی که چندین همسر دارند حقوق آنان را با همبستری نکردن با آنان پامال می کنند.» او می افزاید که درک کامل این مشکل دشوار است بخاطریکه تعداد کمی از زنان در این باره به پولیس شکایت رسمی می کنند.

او می گوید: «هرات ولایتی است که در آن عنعنات و فرهنگ های دیرینه حاکم است، بنابراین مردم در این گونه قضایا ندرتاَ به پولیس مراجعه می کنند.» او می افزاید که وقتی این گونه شکایات مطرح می شوند برای قضاوت به شوراهای مردمی راجع می شوند.

«پولیس به عنعنات قبیله ای مردم احترام می گذارد، به همین دلیل به مقامات عدلی دستورِ مداخله در این گونه قضایا را نمی دهیم.»

اما با آن هم آی دبلیو پی آر با زنی مصاحبه کرد که تصمیم گرفته بود با یک اقدام قانونی تلاش کند به شوهرش فشار وارد کند تا با وی همبستر شود. این زن که سی سال دارد و نخواست نامش فاش شود باشنده منطقه بکرآباد شهر هرات است. او پس از درج شکایتش در ماموریت پولیس مصاحبه یی با آی دبلیوپی آر انجام داد.

او گفت: «ده سال پیش با شوهرم که مامور پولیس است عروسی کردم. او دوسال پیش برای بار دوم ازدواج کرد و پس از آن با من همبستر نشده است.»

«در شکایت نامه ام نوشتم که دوسال از شوهرم خواهش کردم تا با من همبستر شود، اما او در کنار این که رد کرد لت وکوبم نیز کرد.»

او می گوید باآنکه اسلام برایش اجازه طلاق را داده؛ مگر می ترسد که زندگی اش بدتر از این نشود.

«واقعیت امر این است که مرا والدینم نیز در موضوع گرفتن طلاق حمایت نمی کنند، به همین دلیل نمی توانم از شوهرم طلاق بگیرم.»

پس از مصاحبه، شوهر وی در حضور گزارشگر آی دبلیو پی آر فورا با او مخالفت کرد و به او هشدار داد که اگر خانه بیاید او را با ضرب گلوله می کشد.

او می گفت: «تو با این شکایت که همرایت همبستر نمی شوم من را نزد همکارانم توهین و تحقیر کردی.»

اما بسیاری از زنان این درد را به خاموشی تحمل می کنند و خودرا ناتوان تر از آن فکر می کنند که وضعیت را تغییر دهند.

سید بی بی، باشنده هرات 18 ساله بود که با احمد ازدواج کرد.

او که حالا 44 سال دارد می گوید که شوهرش به یک زن همسن و سال او علاقه ی چندانی ندارد.

او می گوید: «چهارده سال پیش، احمد به ایران رفت و برای بار دوم با یک دختر ایرانی ازدواج کرد. پس از ازدواج دوم، هرتابستان برای ده یا دوازده روز به هرات می آمد. وقتی احمد در هرات می بود فقط یک یا دوبار با من همبستر می شد.»

سید بی بی در ادامه گفت: «هرسال ازش می خواهم که کم از کم هردوماه بعد یکبار به هرات بیاید تا مقاربتی داشته باشیم، اما قبول نمی کند.»

سال گذشته پس از آنکه احمد خانم ایرانی اش را طلاق داده و در سفر سالانه تابستانی اش به هرات آمده، با سید بی بی رویه مهربان تری داشته است.

او می گوید: «اما چندروز بعد از رسیدنش به هرات، با دختر همسایه ای مان که 24 سال داشت برای بار سوم ازدواج کرد.

حالا هرسه آنها در یک خانه زندگی می کنند. اتاق سید بی بی دقیقا رو به روی اتاق شوهر و زن سومش است. او می گوید که او تمام صحبت های عاشقانه آنها را می شنود و این برایش به گونه غیرقابل تحمل اهانت آمیز است وقتی می بیند شوهرش با همسر سوم خود مقاربت جنسی می کنند.

سید بی بی می گوید: «شوهرم پس از ازدواج سوم حتا یکبار هم نزدیکم نشده، او طعنه ام می دهد، بخاطریکه بسیار پیر استم و برایم واضح گفت که می خواهد با خانم 24 ساله اش زندگی کند.»

سید بی بی می گوید که او از گرفتن طلاق ازشوهرش خیلی خجالت می کشد، چون می ترسد که مبادا آبروی خودش و خانواده اش برود.

او می افزاید: «من شوهرم را بخاطر ادا نکردن مسوولیت هایش به عنوان یک همسر در این همه سال هرگز نمی بخشم.»

Support our journalists