Institute for War and Peace Reporting | Giving Voice, Driving Change

امیدواری زنان زندانی افغان نسبت به برنامه تربیوی در زندان

مهارت های صنایع دستی باعث کاهش تنش ها در میان زندان شده و به زنان فرصت حمایت از خانواده های شان را میسر می سازد.
By IWPR Afghanistan
Prison guard stands as female inmates weave carpets in Herat's main prison. (Photo: Majid Saeedi/Getty Images)

شگوفه که به جرم قتل محکوم به 20 سال زندان می باشد، شش سال انرا را در زندان بغلان گذشتانده است. اما این زن 30 ساله و مادر پنج فرزند نسبت به آینده اش امیدوار است. اگرچه او قبل از آمدن به زندان هیچ مهارت نوع مهارت کسبی  نداشت، اما از آن زمان تا کنون هم خیاطی و هم قالین بافی را آموخته و از داخل زندان نیز خانواده اش را حمایت می کند.

 

او به آی دبلیو پی آر گفت: "من از دوخت لباس زندانیان مرد و زن  ماهانه  50  دالر عاید می کنم، و وقتی آزاد شدم به پول شوهرم نیاز نخواهم داشت. با استفاده از شغلی که آموخته ام می توانم وضعیت زندگی خود و خانواده ام را بهتر بسازم."

 

زندانیان زندان بغلان در شمال شرق افغانستان می گویند برنامه آموزش حرفه نه تنها آنان را از لحاظ مالی کمک می کند بلکه تنش ها را در میان زندانیان کاهش می دهد.

 

طبق قانون  زندان ها باید یک تعداد خدمات از جمله تعلیم و تربیه را برای زندانیان عرضه کند.

 

ارایه این خدمات در زندان های مختلف کشور بصورت پراکنده صورت می گیرد، اما کارمندان زندان بغلان می گویند که آنان افتخار دارند که برای زندانیان زن فرصت یادگیری قالین بافی، خامک دوزی و مهره دوزی را میسر کرده اند. علاوه بر آن، زندانیان می توانند محصولات تولیدی شان را فروخته و نصف فایده آن را بدست آورند.

 

غلام علی خان رییس بخش زنان زندان بغلان گفت: "اداره زندان 50 درصد عاید این محصولات را می گیرد و از آن برای خرید مواد برای زندانیان و پرداخت مصارف آموزش آنان استفاده می کند."
 

رئیس زندان بغلان، عبدالعلیم کوهستانی گفت که اداره او همه وسایل لازم برای قالین بافی، خامک دوزی و مهره دوزی را در دسترس زندانیان قرار می دهد.

 

بعد از تکمیل کار، ماموران زن محصولات زندانیان را فروخته و سهم عایدشان را به آنان تسلیم می کند.

 

این کار زندانیان را مصروف نگه می دارد و محیط عمومی زندان را بهبود می بخشد.

 

کوهستانی گفت: "وقتی زندانیان مصروف کار با صنایع دستی می شوند، خشم شان فرو می کاهد و به منبع مالی جانبی نیز دست می یابند."

 

اندیشه مشعل مشاورحقوقی ریاست امور زنان ولایت بغلان نیز تایید کرد که تعلیم و آموزش حرفوی برای کاهش تنش ها در داخل زندان بسیار موثر می باشد.

 

او گفت: "در بسیار مواقع وقتی زندانیان بیکار می باشند به دعوا باهم شروع می کنند. وقتی مصروف کار باشند برای یکدیگر دردسر نمی سازند، دردسری که گاه ممکن است منجر به خشونت گردد."

 

(به گزارش شکایت زندانیان زن افغان از زورگویی ها در زندان، مراجعه کنید).

 

مروه، زندانی که بیست و چند سال سن دارد قصه کرد که چگونه در گذشته وقتی زندانیان بیکار بودند باهم جنگ کرده و یکدیگر را اذیت و آزار می دادند.

 

مروه گفت: "کسانی که بیکار بودند زندانیان دیگر را مسخره یا تحقیر می کردند، و من هم یکی از کسانی بودم که مورد آزار قرار می گرفتم، آنها مرا توهین و تحقیر می کردند. اما حالا خوب است که آنها در جریان روز مصروف نگهداشته می شوند."

 

مروه مانند بسیار زندانیان دیگر بخاطر فرار از منزل که "جرم اخلاقی" تعریف شده است، زندانی می باشد. در این گروه از زندانیان زنانی قرار می گیرند که متهم به روابط جنسی غیرقانونی،  فرار از منزل و انکار از ازدواج می باشند. این اعمال در قوانین مکتوب تخلف قلمداد نشده اند، اما محاکم معمولاً در چنین موارد حکم زندان صادر می کنند.

 

او گفت مطمئن است مهارت های بافندگی و دوزندگی را که آموخته است تغییر واقعی در زندگی آینده اش بوجود خواهد آورد.

 

مروه افزود: "من حالا به خود اعتماد دارم که بعد از آزادی از زندان می توانم خانواده ام را از طریق قالین بافی و مهره دوزی کمک مالی کنم."

 

مرضیه نیز دو سال قبل بعد از فرار از منزل زندانی شد.

 

او گفت زمانی که به زندان بغلان آمد، غیر از انجام کارهای ابتدایی خانه هیچ مهارت دیگری نداشت.

 

اما از وقتی که به زندان آمد فرصت یافت که قالین ببافد.

 

او گفت: "خوشحالم که بیشتر وقتم در زندان با آموزش قالین بافی گذشته است. هیچ متوجه گذشت روزها نمی شوم و پولی که بدست می آورم کمک بزرگی است. وقتی دوباره به زندگی عادی برگشتم، با بافندگی و دوزندگی زندگی ام را سروسامان خواهم داد."

 

به اساس ماده 28 قانون محابس افغانستان، مراکز سلب آزادی باید به زندانیان فرصت های کاری، تعلیم و کسب مهارت های حرفوی را مساعدسازد. در این مراکز باید کتابخانه، محل عبادت و فرصت اشتراک در فعالیت های فرهنگی و تفریحی را فراهم  شود.

 

در بغلان زندانیان می توانند به برنامه دو ساعته سواد آموزی  ادامه بدهند

 

فارغان این کورس بعد از شش ماه فراگیری سواد و حساب فارغ محسوب میشوند. ریاست معارف معاش معلمان، مواد تعلیمی به شمول کتاب، کتابچه و قلم را فراهم می کند.

 

غلام قدیر جمشید رئیس سواد آموزی ریاست عمومی تعلیم و تربیه بغلان گفت که آنان برای همه بزرگسالان بی سواد در بغلان خدمات سواد آموزی عرضه می کنند.

 

او گفت: "به همین دلیل فعالیت های ما حتی به زندانیان مرد و زن هم می رسد. اکثر جرایم و خطاها ریشه در جهالت دارند؛ وقتی زندانیان سواد خواندن را فرا بگیرند کتاب خواهند خواند. در روشنی دانش آنان مسیر زندگی خود را تغییر خواهند داد."

 

شفیقه سپهر مدیر بخش حقوق زنان کمیسیون مستقل حقوق بشر گفت که تعلیمات حرفوی آن زندان قناعت بخش می باشد.

 

اما او افزود که حکومت باید کار بیشتر انجام دهد.

 

او گفت: "اگر ما به ماده 28 قانون محابس توجه کنیم، غیر از تعلیمات، آموزش و زمینه سازی کارهای فنی هیچ سهولت دیگری از جمله کتاب خانه مجهز، میدان های تفریحی و فعالیت های فرهنگی فراهم نشده است. کمیسیون مستقل حقوق بشر بارها تلاش کرده است تا این شرایط برآورده شود، اما هنوز هیچ اقدامی در این زمینه نشده است."

 

نور ضیا ایماق عضو شورای ولایتی بغلان نیز گفت آنچه انجام داده شده مهم است، ولی کافی نمی باشد.

 

او گفت: "تعلیم و آموزش حرفوی از بعضی جهات بسیار خوب پیش می رود. کار ذهنی زندانیان را از مشکلات شان دور نگه می دارد و آنها باهم درگیر نمی شوند. علاوه بر آن، آنان از کارشان عاید بدست می آورند تا نیازهای ابتدایی خود را رفع کنند."

 

اما به گفته او زندانیان در دیدارهایی که او از زندان داشته است نسبت به نبود کتابخانه مناسب و امکانات تفریحی شکایت کرده اند.

 

کوهستانی تایید کرد که همه امکانات مندرج قانون در زندان تحت مدیریت او فراهم نشده است.

 

او گفت: "زندان بغلان منابع و امکانات خوب ندارد. برای تهیه این امکانات اداره زندان درخواست های زیادی را به نهادهای ذیربط تسلیم کرده است، اما هنوز برای آنها پاسخ مثبت داده نشده است."

 

با این وجود، زندانیان می گویند حتی همین برنامه جاری نیز به آنان کمک کرده است تا وقت شان را در داخل زندان آرامتر سپری کنند.

 

سحر گل که به اتهام زنا سه سال حبس اش را می گذارند به آی دبلیو پی آر گفت که خانواده او فقیر است و وقتی او به زندان آمد حتی پول خرید نیازمندی های ابتدایی اش را نداشت.

 

او ادامه داد: "در اول روزهای بسیار سختی داشتم. اما بعد از آنکه مهره دوزه و خیاطی را در زندان یاد گرفتم، روی پای خود ایستاد شدم."

 

"حال چون در جریان روز مصروف کار هستم، سختی های زندان را مثل گذشته عمیق احساس نمی کنم."