مکتب های دولتی، مایه ناکامی شاگردان

محصلان و استادان می گویند تنها کسانی می توانند خوب درس بخوانند که قادر به پرداخت هزینه بالای مکاتب خصوصی می باشند.
  • Girls study under canvas at a school in Balkh province. (Photo: Isaf media)

گزارشی از قیوم بابک- افغانستان

گزارش شماره 375

8 اکتوبر 2010

لباس سیاه مکتب زرمینه از نشستن بالای زمین خاک آلود شده، و گرمای شدید خیمه کاملاً او را بی رمق کرده است. این خیمه، صنف درسی مکتب فاطمه بلخی در مزار شریف می باشد.

این تنها فضای بیروبار و گرمای شدید نیست که درس خواندن را برای زرمینه مشکل کرده است.

او گفت: "اکثر وقت ها معلمان به صنف نمی آیند که درس بدهند. شاگردان بازی می کنند و گاهی باهم جنگ می کنند؛ معلمان ما می گویند دیوانه نیستند که درین محیط خاک آلود و هوای گرم ما را درس بدهند."

"آنها می گویند برای ما معاش کافی نمی دهند که شما را درس بدهیم.ما چیزی یاد نمی گیریم، چون وقتی سوال می کنیم، نمی خواهند به ما جواب بدهند."

شاگردان، والدین و استادان همه از وضعیت سیستم تعلیمی در ولایت بلخ ناراضی اند و تهدید می کنند که کمبود منابع و استادان باتجربه ای که به قدر کافی معاش برای شان داده شود، به معنای پایین بودن جدی سطح تعلیم و تربیه می باشد.

برخی ها شکایت دارند که در جریان تلاش ها برای احیای سیستم تعلیمی پس از سقوط طالبان، بر کمیت بیشتر تاکید شد نه کیفیت تعلیم و تربیه.

اگرچه در ولایت بلخ 513 مکتب فعال اند و 120000 نفر به مکتب می روند، اما اکثر این مکاتب از صنف و نیازهای اولیه ی تعلیمی همچون چوکی و میز بی بهره اند. عده ای مانند مکتبی که زرمینه دران درس می خواند، مجبور شده اند صنف های شان را زیر خیمه دایر کنند، و معلمان نیز تعلیمات کافی ندارند و بخاطر کمبود معاش انگیزه چندانی نیز برای تدریس از خود نشان نمی دهند.

قیس ماهر عیان، عضو کمیته رهبری ریاست تعلیم و تربیه ولایت بلخ گفت که چندین مکتب حتی از سهولت های ابتدایی همچون تشناب و آبرسانی محروم اند.

او گفت: "وضعیت فعلی تعلیم و تربیه غم انگیز است و اگر بزودی اقدامات جدی صورت نگیرد، نسل آینده را بی سوادی فاجعه بار تهدید خواهد کرد."

 

هرچند، قانون اساسی افغانستان حکم می کند که تعلیم و تربیه از دوره ابتدائیه تا پوهنتون رایگان است، بسیاری والدین احساس می کنند که باید کودکان شان را به مکاتب خصوصی بفرستند تا مطمئن شوند که درس کافی برای شان داده می شود. برای خانواده های محدودی که می توانند هزینه مکاتب خصوصی را بپردازند، تفاوت کاملاً روشن است.

مترا، 13 ساله، قبلاً در مکتب دولتی مولانا جلال الدین بلخی درس می خواند تا آنکه پدرش او را در مکتب خصوصی الفتح که سالانه 500 دالر فیس می گیرد، شامل کرد. حال، در صنف ششم او از محیط تازه اش خرسند به نظر می رسد.

میرا گفت: "استادان مکتب قبلی ما بدون توهین به شاگردان وارد صنف نمی شدند، و ما را درس نمی دادند. در عوض آنها مسوولیت را به شاگردان لایق می گذاشت تا درس ها را با ما مرور کنند."

درحالیکه استادان قبلی او "همیشه از معاشات پایین، کرایه خانه، کمبود امکانات صحی و گرسنگی شکایت می کردند" در مکتب جدیدش، درسها ساعت 7 صبح در صنف های پاک و با استادان با انگیزه آغاز می شود.

او افزود: "پدرم از درس های من بسیار راضی است، زیرا او شاهد تغییرات زیاد در دانش من می باشد. پدر و مادرم می گویند، این مکتب مستحق پولیست که دریافت می کند."

ولی محمد خان، استاد الفتح به آی دبلیو پی آر گفت: "مقدار زیاد پولی را که از فیس شاگردان بدست می آوریم، برای تهیه امکانات تعلیمی، استخدام استادان باتجربه و تامین سایر نیازمندی های شاگردان مصرف می کنیم. شیوه تدریس ما نیز بسیار پیشرفته بوده و جنبه عملی دارد، لذا بسیاری ها می خواهند کودکان شان را در مکتب ما شامل کنند."

اما ظاهر پنهان، رییس تعلیم و تربیه ولایت بلخ این ادعا را که کیفیت درس ها در مکاتب خصوصی بهتر از مکاتب دولتی می باشد، رد کرد.

او گفت: "خلاف آنچه گفته می شود، مکاتب دولتی با سابقه طولانی در تدریس بهتر از مکاتب خصوصی است." او افزود دلیل اینکه خانواده های متمول مکاتب خصوصی را برای تعلیم کودکان شان ترجیح می دهند، کاهش خطر اختطاف آنهاست. مکاتب خصوصی فقط در اقدامات امنیتی شان بهتر اند.

بسیاری ها با این تحلیل آقای پنهان موافق نیستند، از جمله برخی استادان مکاتب دولتی که ترجیح می دهند فرزندان خود را به مکاتب خصوصی بفرستند.

هرچند، محمد کریم در یکی از مکاتب دولتی در مزار شریف درس می دهد، اما اطفال خودش را به مکتب الفتح می فرستد.

کریم گفت: "من اطفالم را بخاطری به مکتب خصوصی روان می کنم که مکاتب دولتی به دلیل کمبود استادان باتجربه، معاشات کم و امکانات ضعیف تعلیمی، هر روز بدتر می شوند. اطفال در مکاتب دولتی چیزی یاد نمی گیرند."

نقیب الله خان، معلم در مکتب مولانا جلال الدین بلخی گفت که مشکلات آنقدر زیاد است که او فقط تا زمانی که کار تازه ای نیافته به تدریس به مکتب دولتی ادامه خواهد داد.

او گفت: "معلم پس از یک ماه ایستاد شدن زیر خیمه گرم و پر از گردوخاک، در پایان ماه فقط معادل 100 دالر معاش می گیرد، {با این وضع} چگونه یک معلم می تواند به اطفال کشور ما خدمت کند؟"

وضعیت در مکتب مولانا جلال الدین بلخی نه برای شاگردان و نه برای معلمان خوب است. بیش از 9000 شاگرد به سه شفت دو ساعته بین 8 صبح الی 4 عصر تقسیم شده اند و به دلیل ازدحام نفوس شاگردان، صنف ها در زیر خیمه دایر می شود.

سرمعلم حیدرخان گفت: "چون مکاتب دولتی منابع کمتر دارند، ما مشکلات زیاد دیده ایم اما باید با تعداد بسیار زیاد شاگردان گذاره کنیم."

او با اشاره به یک خیمه افزود: "ما حتی برای شاگردان خود جای نشستن هم نداریم. آیا این مناسب است که شاگردان را در گرمای 40 درجه سانتی گراد، زیر خیمه جمع کنیم تا نصاب تعلیمی را تکمیل نماییم؟"

این وضعیت باعث شده که حتی خانواده ها به این فکر بافتند که چند نفر از کودکان شان را می توانند به مکتبی بفرستند که درسش بهتر است.

بهاره، شاگرد صنف پنجم مکتب دخترانه دولتی می گوید با وجود آنکه در صنفش از همه بهتر است، اما نسبت به برادرش که در صنف سوم یک مکتب خصوصی درس می خواند کمتر می فهمد.

او می گوید: "من نیز امیدوارم به مکتب خصوصی بروم، چون در مکتب ما درسها خوب نیست. اما پدرم تنها توانایی پرداخت فیس مکتب برادرم را دارد، لذا من مجبورم به مکتب دولتی بروم."

قیوم بابک گزارشگریست در ولایت بلخ که از سوی آی دبلیو پی آر تربیت شده است.

زیرنویس عکس: دختران در ولایت بلخ زیر خیمه درس می خوانند. (عکس: بخش رسانه های آیساف).


Also in this issue

افغانها نسبت به شورایی که برای آغاز گفتگوهای صلح با شورشیان ایجاد شده، خوشبین نیستند.
محصلان و استادان می گویند تنها کسانی می توانند خوب درس بخوانند که قادر به پرداخت هزینه بالای مکاتب خصوصی می باشند.